الشهيد الثاني (مترجم: مخبر دزفولى)
83
مسكن الفؤاد (ارمغان شهيد) (فارسى)
تستشهد و يستشهد معك رجالا لا يذوقون الم الحديد . يعنى : اى حسين در كربلا كشته مىشوى و با تو شهيد مىشوند مردانى كه احساس درد از شمشيرها و حربهها نمىكنند . شعرى از ملك الشعراى صبورى به مناسبت آزاد مردان عاشورا از اين بيعت كه دشمن خواست اولاد پيمبر را * همان خوشتر كه بنهادند گردن تيغ و خنجر را اسير بيعت دو نان شدن يك مشكلى باشد * كه آسان مىكند بر دل اسيريهاى خواهر را چه تلخىهاست در تمكين نامردان كه چون شكر * گوارا مىكند بر كام جان مرگ برادر را حسين گر غيرت اللَّه است حاشا كى روا دارد * كه بيند تكيهگاه بد نهادى بالش زر را سر بيعت فرو ، نارند مردان پيش نامردان * اگر چه از قفا از تن جدا سازند آن سر را كنار آب جان دادن لب خشكيده آسانتر * كه ديدنتر ، دماغ از مى يزيد شوم كافر را زهى اصحاب با همت كه پيش نيزه و خنجر * گر افتد از بدن دستى دهند آن دست ديگر را نخوردند آب و جان دادند پهلوى فرات آخر * بنوشيدند از جام بقا آب حيات آخر خداوند ملك الشعراى صبورى را مستغرق بحار رحمت خود فرمايد ( آمين ) .